----- وب سایت سرپرستی روزنامه اطلاعات استان اصفهان
خبرنگار؛ دهقان فداکار جامعه

خبرنگار؛ دهقان فداکار جامعه

خبرنگار؛ دهقان فداکار جامعه

مشعلی که دهقان فداکار در آن شب ظلمانی و سرد از کتش ساخت تا راننده قطار را از خطر بزرگی که پیش روی داشت آگاه کند همانند قلمی است که خبرنگاران در راه رسالت خود به کار می بندند.
ازبرعلی حاجوی مشهور به ریزعلی خواجوی یا همان دهقان فدارکار که همه ما ماجرای از خودگذشتگی اش را در کتاب فارسی سوم ابتدایی خواندیم، پس از یک دوره بیماری درگذشت.
بی گمان او یکی از مردان نیک روزگار ما بود که با فداکاری خود جان هزاران مسافر قطاری که از تبریز عازم تهران بودند از مرگ حتمی نجات داد.
هرچند داستان دهقان فداکار از کتاب درسی سوم ابتدایی حذف شد و جای خود را به دیگر نمادها داد اما نام دهقان فداکار و فداکاری اش جاودانه شد.
دهقان فداکار برای جلوگیری از پرت شدن آن قول آهنین با دو هزار مسافر به ته دره و رودخانه که آن شب سرد پاییزی نعره کشان از منطقه سخت و کوهستانی عبور می کرد، از هیچ کوششی فروگذاری نکرد، مماشات نوزرید، تعلل نکرد و وقتی دید کوه روی ریل ریزش کرده و قطار از ایستگاه به راه افتاده است و لحظه به لحظه به مهلکه نزدیک می شود، تردید به خود راه نداد و بلافاصله از کت اش مشعلی مهیا کرد و دوان دوان و عرق ریزان به سمت قطار دوید و به راننده قطار علامت می داد، وقتی دید راننده متوجه نمی شود، یکی دو گلوله از اسلحه شکاری اش شلیک کرد تا اینکه قطار را متوقف کرد.
هنگامیکه ماموران و مسافران از قطار بیرون ریختند اول فکر کردند که او سارق است و در آن شب بارانی آنقدر کتک خورد که فریادهایش در بین داد و هوار آنها گم شد اما زمانی که او ماجرا را به آنها گفت و صحنه را به آنها نشان داد آن وقت متوجه شدند که براز علی چه خدمت بزرگی به آنها کرده است و در نهایت ماجرای آن شب دست مایه داستانی شد برای دانش آموزان سوم دبستان.
کار ارزشمندی که او کرد دست کمی که با رسالتی که خبرنگاران دارند، نیست.
خبرنگاران، ازبرعلی های حاجوی دیگری هستند که قطارهای حادثه ساز جامعه را در گوشه و کنار این مملکت متوقف می کنند و نمی گذارند برای مسافران زمانه اتفاق ناگواری رخ دهد.
مشعلی که دهقان فداکار در آن شب ظلمانی و سرد از کتش ساخت تا راننده قطار را از خطر بزرگی که پیش روی داشت آگاه کند همانند قلمی است که خبرنگاران در راه رسالت خود به کار می بندند و با قلم فرسایی راستین خود جامعه را که به سان مسافرانی که در روی ریل زمانه طی مسیر می کنند مطلع
 می سازند و از خطرها و بحران هایی که در پیش روی جامعه است آگاه می کنند تا جامعه در سلامت به سر منزل برسد.
خبرنگار همچون دهقان فداکار پیشقراول جامعه است و با قلمش حقایش را تبیین و وقایع را تحلیل می کند و از خطرهایی که پیش روی مردم است مطلع می کند تا گزندی چه مادی و چه معنوی با آنها وارد نشود؛ هرچند ممکن است در این راه متحمل ناملایمات و نامهربانی های زیادی شوند که می شوند؛ همچون دهقان فداکار که در آن شب بارانی سرما خورد و تمام بدنش را عفونت گرفت و ۱۵ روز تحت درمان بود و بعد از آن بود که برای ادامه درمان تمام دارایی‌اش را خرج کرد و شاید به خاطر آثار آن عفونت هایی که در تنش باقی مانده بود و سال ها از آن بیماری رنج می برد، فوت کرد.
خبرنگار راستین و تیزبین از هیچ مساله ای که دیر یا زود می تواند گریبانگیر جامعه شود براحتی عبور نمی کند و با قلم فرسایی خود جامعه را چنان هدایت و مطلع می کند که فساد و اختلاس و نا امیدی مجالی برای رخنه و بروز نداشته باشد.


 اصفهان  محمد رضا کلاهدوزان  96/9/21

نظر کاربران در مورد اخبار: