----- وب سایت سرپرستی روزنامه اطلاعات استان اصفهان
حق مردم

حق مردم

آیت‌الله‌العظمی حسین مظاهری -" بخش اول"

از قرآن و روایات استفاده می‌کنیم که حق‌الناس مشکل است، و خدا از آن نمی‌گذرد و اگر جهنم نبرد، حق دیگران را می‌گیرد؛ ولو به اینکه اعمال بدهکار را به بستانکار بدهد: «و قدمنا الى ما عملوا من عمل فجعلناهُ هباء منثورا: به هر گونه کارى که کرده‏اند، مى‏پردازیم و آن را [چون‏] گردى پراکنده مى‏سازیم.»(الفرقان، ۲۳)؛ کسی اعمال خوبی دارد؛ اما روز قیامت این اعمال را از او می‌گیرند و به بستانکار می‌دهند. حتی در روایات می‌خوانیم اگر اعمال خوب هم نداشته باشد، اعمال بد بستانکار را به بدهکار می‌دهند و عذابش چندین برابر می‌شود.۱
به هر حال حق‌الناس باید مراعات شود. باید هنگام مرگ حق دیگران به گردن ما نباشد، وگرنه ‌عالم برزخ ما خیلی سخت است و عالم قیامت ما سخت‌تر. نمی‌شود کسی مورد شفاعت اهل‌بیت(ع) شود، مگر اینکه بدهکار به مردم نباشد. ‌اگر بدهکار باشد در روز قیامت اول بدهکاری باید تصفیه شود. وقتی صاف شد، نوبت به شفاعت می‌رسد. حق‌الناس به دو دسته تقسم می‌شود: یک قسمت مربوط به مال است؛ مثل رباخواری و رشوه‌خواری، کم‌کاری در اداره‌ها و مال کسی یا بیت‌المال را ضایع کردن. یک قسمت هم غیرمالی است.
آبروی مردم
بحث فعلی مربوط به عرض و آبروی مردم و ظلم به دیگران و امثال اینهاست. اینها هم زیاد است و اگر از حق مالی بدتر نباشد، کمتر نیست. کسی پشت سر مردم غیبت کند، گناهش خیلی بزرگ است؛ اما فقط گناه نیست. آن که پشت سرش غیبت کرده‌ایم، حقی به ما پیدا می‌کند که باید آن را ادا کنیم. بسیاری از فقها می‌گویند باید به او بگویی من غیبت تو را کردم تا راضی شود، و این خیلی مشکل است. فتوای من این است که باید جبران کنید، ولی لازم نیست به او بگویید غیبتت را کردم یا به تو تهمت زدم؛ زیرا بدتر می‌شود. لازم نیست به او بگوییم آبروی تو را ریختم و شایعه‌پراکنی کردم، اما جبرانش لازم است. جبرانش به این است که از این به بعد غیبت نکنیم، بلکه تعریفش را بکنیم و پشت سرش از او دفاع کنیم. راجع به شایعه و تهمت و دروغ و آبروریزی نیز همین‌طور است.
گناه خیلی بزرگی است. یکی مال کسی را ببرد، معلوم است که خیلی بد است؛ اما بدتر این است که آبرویش را ببرد و این در پیش خدا و مردم بدتر است. مردم پول را برای آبرو و شخصیت‌شان می‌خواهند و ما اگر تهمت بزنیم و شخصیت کسی را بکوبیم و شایعه‌پراکنی کنیم، ‌از خوردن مال خیلی بدتر است؛ لذا مشهور در بین فقها و مراجع این است که باید حلالیت بطلبی. فتوای من این است که لازم نیست به او بگویی تهمت زدم و غیبت کردم و آبرویت را بردم، اما جبرانش لازم است؛ به این صورت که از این پس غیبت نکنیم و تهمت نزنیم و شایعه‌پراکنی نکنیم و از او تعریف کنیم و شخصیتش را حفظ کنیم. حتی در روایت فرموده‌اند دعایش کن: «تستغفرُ الله لمن‏ اغتبته».۲ برای کسی که غیبتش را کرده‌اید و بدگویی او را کرده‌اید، دعا کنید؛ برای خودش و برای خانواده‌اش و دعا برای عاقبت به‌خیری او کنید تا جبران مافات شود.
بسیاری از مردم حاضر نیستند دزدی کنند. شخصیت‌شان این‌طور نیست که اگر پول زیادی در مقابلشان باشد، ‌دست به آنها بزنند؛ اما گاه دیده می‌شود همین کسی که راجع به مال مردم خیلی مراعات می‌کند، راجع به آبروی مردم مراعات نمی‌کند: هم غیبت می‌کند و هم غیبت می‌شنود؛ هم تهمت می‌زند و هم تهمت می‌شنود؛ هم شایعه‌پراکنی می‌کند و هم شایعه را گوش می‌دهد. این عادی شده و مصیبت بزرگی است که شیعه امیرالمؤمنین(ع) به آبروریزی دیگران عادت کرده باشد! غیبت کند و تهمت بزند و شایعه‌پراکنی کند. مهمتر اینکه توجه ندارد آبروی مردم را می‌برد که گناهش از دزدی بدتر است. بعضی اوقات می‌رسد به آنجا که غیبت و تهمت و شایعه را واجب می‌داند! غیبت سیاسی، تهمت سیاسی و شایعه سیاسی! قرآن در این باره می‌فرماید: آیا می‌خواهی ورشکسته‌ترین افراد را به تو نشان بدهم؟ کسی که گناه می‌کند و خیال می‌کند ثواب می‌کند. کسی که کار بد می‌کند و خیال می‌کند کار خوبی است: «قُل هل نُنبئُکُم بالأخسرین أعمالا؟ الذین ضل سعیُهُم فی الحیاه الدنیا و هُم یحسبون أنّهُم یُحسنون صُنعا: بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ کسانى که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند!» (الکهف، ۱۰۳ـ۱۰۴)
ورشکسته‌ترین انسان در دنیا و آخرت کسی است که گناه می‌کند، اما تخیل می‌کند که ثواب می‌کند! باید گناهان عادی‌شده را ترک کنیم. بعضی اوقات هم شیطان این گناهان را به عنوان ثواب جا می‌اندازد، یکدفعه دم مرگ می‌بینیم که بدهکاریم و چیزی هم نداریم و در عالم برزخ بسیار مشکل داریم و در قیامت نیز همه اعمال خوبمان را می‌گیرند و به کسی می‌دهند که غیبتش را کرده‌ایم، تهمت زده‌ایم، شایعه‌پراکنی کرده‌ایم و آبرویش را برده‌ایم!

حضرت امام(ره) بعضی اوقات در درس اخلاق روایتی را معنا می‌کردند.

طبق آن روایت که ایشان نقل می‌کردند، اگر کسی غیبت کند و تهمت بزند و شایعه پخش کند برای یک مسلمان، در روز قیامت زبانش به اندازه‌ای دراز است که روی زمین افتاده و مردم این زبان را پایمال می‌کنند. بعد می‌فرمودند: این زبان‌درازی یعنی زبانش دراز شده تا آنجا که آبروی مردم را برده است. به همان اندازه زبانش در روز قیامت دراز می‌شود و روی زمین می‌افتد و مردم این زبان را پایمال می‌کنند. گناه خیلی بزرگی است. کسانی که اهل دلند و تقیّد به ظواهر شرع دارند، ‌غیبت نمی‌کنند، شایعه‌پراکنی نمی‌کنند و چیزی را که نمی‌دانند درست است یا نه، ‌به دیگران نمی‌گویند و تهمت نمی‌زنند.
زمانی حضرت امام(ره) برای درس آمدند و نفسشان به شماره افتاده بود؛ فرمودند: «نیامده‌ام درس بگویم، بلکه آمده‌ام نصیحتی بکنم. آن نصیحت هم از یک عالم اصفهانی است. از نجف طلبه‌ای را به اصفهان فرستادند برای تبلیغ و خوب درنیاورد. عالم اصفهانی به نجف نوشت: وقتی مبلّغ می‌فرستید، باید هم ملا ‌باشد، هم متدین باشد و هم عاقل باشد و بتواند ترویج دین بکند. اگر نمی‌توانید سه شرط را احراز کنید، کسی را بفرستید که متدین عاقل باشد. اگر نمی‌توانید، کسی را بفرستید که لااقل عاقل باشد و بتواند دین خدا را حفظ کند.» بعد ایشان عصبانی شدند و به ما شاگردها گفتند: «اگر علم ندارید، دین ندارید، عقل داشته باشید و نخواهید حوزه را با مزخرفات ضربه بزنید!» بعد هم درس نگفتند. ایشان شخصیتی بود که وقتی از قیطریه به مسجد اعظم برگشته بودند، فرمودند: «والله تا به حال نترسیده‌ام. در وقتی که مرا می‌بردند، آنها ‌می‌لرزیدند و من به آنها دلداری می‌دادم!» با این حال، نفسشان به شماره افتاده بود و درس نگفتند و تبشان عود کرد و تقریبا یک هفته درس تعطیل شد. قضیه این بود که یکی از شاگردان امام که از فضلا بود و داغ و تند بود، پشت سر یکی از مراجع حرف زده بود. به گوش آن مرجع تقلید رسیده بود و او به امام گفته بود. حضرت امام به اندازه‌ای ناراحت شدند که می‌لرزیدند.
اینها ساده نیست. کسانی که عالم شهود و عالم بصیرت دارند، می‌بینند که «غیبت» خوردن گوشت مرده است؛ «تهمت» خوردن چرک و خون است. در روز قیامت مجسم می‌شود و این غیبت‌ها گوشت گندیده در جهنم است و فرد به صورت سگ است و این گوشت را به او می‌دهند تا بخورد! «إجتنب الغیبه فإنّها إدامُ‏ کلاب‏ النار:۳ پشت سر مردم حرف زدن، خورش سگهای جهنم است.» امام می‌گفتند: اگر کسی عادت به غیبت دارد و غیبت روی غیبت می‌کند، تجسم عملش و درندگی‌های زبانش کم‌کم او را به صورت سگ درمی‌آورد. سگ نمی‌تواند به بهشت برود، بلکه باید به جهنم برود و بسوزد تا از حالت سگی دربیاید. این سگ خوراک می‌خواهد. غیبت‌های در دنیا غذای اوست!
قرآن کریم می‌فرماید: غیبت، خوردن گوشت مرده است. اگر دلت نمی‌خواهد گوشت مرده بخوری، پس غیبت نکن و پشت سر مردم حرف نزن: «لا یغتب بعضُکُم بعضا أ یُحب أحدُکُم أن یأکُل لحم أخیه میتا فکرهتُموه: بعضى از شما غیبت بعضى نکند؛ آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید.» (الحجرات، ۱۲) غیبت، شاخ و دم ندارد، در روایات فرموده‌اند: «ذکرُک‏ أخاک‏ بما یکرهُه»؛۴ علما گفته‌اند: غیبت آن است که نتوانی در رویش بگویی و پشت سرش بگویی. اگر در رویش بگویی بدش می‌آید، بنابراین پشت سرش می‌گویی و این غیبت است. امام می‌فرمودند: «هرچه در پیش مردم بد است، غیبت است. چیزی که پشت سر کسی بگوییم، ولو اینکه بدش نیاید، اما در پیش مردم بد باشد، غیبت است.» اگر مکروه و بد است و تو حاضر نیستی در رو یا پشت سرت این‌طور حرف بزنند و این حرفها را پشت سر کسی زدی، غیبت است. اما اگر اصلا این عیب را نداشته باشد و ما به او انگ بزنیم، تهمت می‌شود. این خیلی بدتر از اولی است؛ لذا می‌گویند تهمت تلّ چرک و خون است و باید روی این تل چرک و خون بایستد و آن را خودش با تهمت‌هایش درست کرده است.
ادامه دارد
پی‌نوشت‌ها:
۱ـ الکافی، ج۸، ص ۱۰۶ ۲ـ الکافی، ج‏۲، ص ۳۵۶
۳ـ وسائل‌الشیعه، ج‏۱۲، ص۲۷۸ ۴ـ همان
 

سرویس فرهنگی

فایل  PDF  چاپ شده در روزنامه اطلاعات  مورخ   96/11/28  صفحه 6

روی کلمات زیر کلیک کنید تا فهرست اخبار مربوطه ارایه شود:

حوزه-علمیه فرهنگی-هنری

نظر کاربران در مورد اخبار:

  رحمت الهی همنشین شما عزیزان باشد.

نشانی دفتر سرپرستی روزنامه اطلاعات استان اصفهان: اصفهان - خیابان فردوسی ، نرسیده به چهار راه فلسطین ، ساختمان ساسان ، طبقه دوم آپارتمان 24

تلگرام دفتر 09902418744

تلفن 32208044 و دورنگار 32213160 - 031