فرهنگی و هنری / یادداشت فرهنگی با عنوان: ماجرای مهریه
یادداشت فرهنگی با عنوان: ماجرای مهریه

یادداشت فرهنگی با عنوان: ماجرای مهریه

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شعبه اصفهان، نویسنده: محمود اکبری

بسم الله الرحمن الرحیم

گروه تبلیغی، فرهنگی زندگی به رنگ خدا

وقتی وارد جلسه شدم همه غرق شادی بودند و به هم شیرینی و شربت تعارف می کردند. وقتی وارد مجلس شدم پدر خانواده به استقبالم آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت: حا جا آقا خوش آمدید. بهترین لحظات زندگی من الان است که شب مهر برون پسرم است. نمی دانید چقدر جستجو کردم تا دختری در شان پسرم و خانواده ایی هم ردیف خانواده خودم پیدا بکنم. همه الحمدلله خوشحالند و امیدوارم پسرم در کنار این همسر خوب و خانواده مهربانش در خوشبختی کامل زندگی را به سر کند. منم برای آنها دعا کردم و از خدا برای آنها خوشبختی و سعادت و موفقیت زیر سایه اسلام مسئلت کردم.

پس از پذیرایی مفصل وارد بحث مهربورون شدیم. نگاه کردم به چهره داماد از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید و دایما از همه تشکر می کرد و می خواست هر چه زودتر دختر را به ازدواج خود در آورد.  من با نام خدا جلسه را به دست گرفتم  و با اشاره به آیه قرآن: و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها  (سوره روم ۲۱) غایت ازدواج را آرامش و امنیت و ایجاد حس خوشبختی در طرفین  بیان کردم و گفتم: لازمه این خوشبختی  منوط به انجام تمام اعمال و رفتارها و مراسم مبتنی بر دستورات دین است. ازدواج سنت رسول خداست صلی الله علیه و آله است و باید بر اساس سنت رسول خدا برگزار شود و یکی از سنت های بسیار زیبا و ارزشمند سنت مهریه است که رسول خدا فرموده اند: دختر خوب عفت و حیایش زیاد است و مهرش کم.  الحمد لله عروس خانم بسیار عفیف هستند و انشاالله اگر مهرشان هم کم باشد سنت نبی اکرم صلی الله علیه و آله محقق شده است.

وقتی کلام تمام شد به چهره خانواده عروس نگاه کردم و حس کردم کمی ناراحت شده اند. پدر دختر گفت: حاجا آقا  دختر برادرم هفته پیش عروسی داشت و مهرش هزار سکه بود ما نمی توانیم کمتر از آن بگیریم و اگر بخواهیم مهر کمتر از آنها بگیریم استخفاف خانواده ما است و مردم می گویند مگر دخترش عیبی داشته که مهریه کم گرفته اند و آبروی ما پیش فامیل می رود. ما قضیه مهریه را به داماد و والدینش گفته ایم و داماد پذیرفته است. در ضمن مهریه را چه کسی گرفته است و چه کسی داده و یک رسم معمول بین خانواده هاست. من گفتم: پس این همه زندانی مهریه داریم  که هم برای خانواده ها و هم برای دولت مشکل ایجاد کرده و همه هم همین حرف را زده بودند که مهریه را کی گرفته کی داده و با کوچکترین مشکل بین زن و شوهر، زن سریعا مهر خود را اجرا می گذارد و چون مهریه عند المطالبه است و یک امر لازم الاجرا به گردن مرد است گرفتار دادگاه و چه بسا زندان شود. گذشته از این مهر زیاد ممکن است زن را به طمع بیندازد و ما شاهدیم با بالا رفتن مهریه ها آمار طلاق هم بالا رفته است و مهریه ی بالا نه این که پشتوانه زندگی نبوده بلکه خود عاملی مهم در نابودی خانواده ها شده. پشتوانه زندگی برای یک زن عشق و محبتش به شوهر و خانواده است.  در هر حال این کار، هم خلاف عقل، هم خلاف سنت است و به نظر من ظلم به زن است و حق زندگی شیرین و موفق را از دخترتان می گیرد و چه بسا ممکن است منشا مشکل شود. پدر دختر با خانواده خود پچ پچی کردند و گفتند: نظر ما هزار سکه است و حتی یک سکه هم پایین نمی آییم. رو کردم به داماد و گفتم نظر تو چیست؟  داماد هم که عشق چشم و عقلش را کور کرده بود و هدفش رسیدن به دختر و ازدواج با او بود گفت: هر چه خانواده دختر بگویند من به گردن می گیرم و ما آنقدر همدیگر را دوست داریم که چیزی به نام اختلاف و در گیری و طلاق بیم ما تصور نمی شود. من گفتم: آنچه شرط بلاغ بود با شما گفتم  امیدوارم همانطور که گفتید باشد.

 هنوز شش ماه از زندگی این زوج نگذشته بود که دختر مهر خود را به اجرا گذاشته  و در مسیر طلاق پیش می روند.

بیاییم سنت اهل بیت را در ازدواج پیش بگیریم  تا خانواده قوام و استحکام پیدا کند ساده زیستی، و قناعت، دوری از تجمل گرایی، چشم و هم چشمی و مهریه های پایین و ساده کردن ازدواج.

 و من الله التوفیق 

محمود اکبری   26 بهمن 98

نظر کاربران در مورد اخبار: