سکوت و نگاه ژرف بهلول – در دوران عباسی، روزی بهلول در بازار قدیمی بغداد با لباس ساده و عارفانه، کنار دیوار یک بازار سنتی نشسته بود. چهرهای آرام، نگاه عمیق و متفکر، در حال مشاهده رفت وآمد مردم. در اطراف او چند نفر از بازاریان که از نزاع و درگیری لفظی خسته بودند، به او رو کردند وگفتند:
بزرگترین-جهل این است که عمر خود را صرف جمعآوری چیزهایی کنیم که هیچگاه نمیتوانیم با خود به سرای دیگر ببریم.
سکوت و نگاه ژرف بهلول
ای بهلول، تو که دانایی، راهی بنما که چگونه میتوانیم از این غوغای بیهوده در امان بمانیم و به آرامش درونی دست یابیم؟
بهلول به یکی از آنها که جامهای فاخر پوشیده بود، نگریست و پرسید: اگر این جامهی تو پاره شود، چه میکنی؟
مرد گفت: آن را وصله میزنم یا اگر ممکن نباشد، جامه دیگری میپوشم.
بهلول پرسید: و اگر دلت اندوهگین شود، چه؟ مرد پاسخی نداشت.
سپس به مردی دیگر که مشغول جمعآوری اندک دارایی خود بود، اشاره کرد و گفت: این مرد کیسهی پولش را به چه قیمتی نگه میدارد؟
گفتند: به هر قیمتی، ای بهلول!
بهلول آهی کشید و گفت:
شما برای حفظ متاع فانی دنیا، جان و دل خود را در معرض خطر قرار میدهید، اما برای حفظ گوهر وجودتان، هیچ تلاشی نمیکنید.
این همان نادانی است که شما از آن در امان نیستید.
راه رهایی در چیست؟
مردم با تعجب پرسیدند: پس راه چیست، ای بهلول؟
بهلول گفت: راه، در نگاه است.
وقتی به دنیا و آنچه در آن است، از دریچهی فنا و زوال بنگرید، دیگر دلبستگیهای پوچ، شما را آزار نخواهد داد.
بدانید که همهی این رفت و آمدها، همهی این خرید و فروشها، همهی این نزاعها، جز بازیچهای در برابر ابدیت نیست.
او ادامه داد:
1-وقتی به سخن کسی گوش میدهید، نه برای یافتن نقص و ایراد در کلامش، که برای درک پیام نهفته در آن بکوشید.
2-وقتی با کسی گفتگو میکنید، نه برای پیروزی در بحث، که برای رسیدن به فهم مشترک تلاش کنید.
3-اگر چنین کنید، نزاعها فروکش میکند و آرامش در دلتان جای میگیرد.
“سکوت و نگاه ژرف بهلول”
بهلول سپس از جا برخاست و گفت:
بزرگترین جهل، این است که عمر خود را صرف جمعآوری چیزهایی کنیم که هیچگاه نمیتوانیم با خود به سرای دیگر ببریم.
حکمت، در رهایی از این بندهاست.
مردم با سکوت به سخنان او گوش دادند و هر کدام در اندیشه ای فرو رفتند.
درک کردند که گاهی حقیقت، نه در فریاد و غوغا، که در سکوت و نگاهی ژرف به درون، نهفته است.
سکوت و نگاه ژرف بهلول تاثیر خود را گذاشت و جمعی را به فکر فرو برد تا کمی بیندیشند و راه آرامش خویش را بیابند.
شاید از خود بپرسیم بهلول کیست؟
بهلول-یکی از شخصیتهای معروف در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی است که به عنوان یک عارف و حکیم شناخته میشود.
او به خاطر حکایتها و داستانهایش که معمولاً حاوی نکات اخلاقی و اجتماعی هستند، مشهور است.
بهلول-به عنوان یک شخصیتی شوخ و زیرک، در حکایتها به نقد اجتماعی و فرهنگی میپردازد و بااستفاده از طنز و کنایه، مسایل مهم رامطرح میکند.
حکایتهای او معمولاً به صورت داستانهای کوتاه و آموزنده نقل میشوند و در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارند.