فروکش غم و اندوه

فروکش غم و اندوهشرح و تفسير حکمت 228 نهج البلاغه. نتیجه تسلیم و پذیرش مشیت الهی(مصیبت هایی که وقوع آن دراختیار ما نیست) اول آنکه موجب آرامش روح انسان است. دوم ياس و نوميدى را از انسان دور مى دارد. در نتیجه انسان را از حالت انفعالى دور ساخته به سوى آينده اى بهتر حركت مى دهد.

شرح و تفسیر نهج البلاغه
شرح و تفسیر نهج البلاغه از وبلاگ چهارده خورشید

نتايج غم انگيز پنج صفت و راه حل آنها

امیرالمومنین علی(ع) فرمود:
1-كسى كه براى دنيا غمگين باشد(درواقع) از قضاى الهى ناخشنود است.
2- آن كس كه از مصيبتى كه به او رسيده شكايت كند از پروردگارش شكايت كرده است.
3- كسى كه در برابر ثروتمندى به علّت ثروتش تواضع كند، دو سوم دين خود را از دست داده است!
4- كسى كه قرآن بخواند و پس از مرگ وارد آتش دوزخ گردد از كسانى بوده است كه آيات خدا را استهزاء مى‌كرده.
5- آن كس كه قلبش با محبت دنيا پيوند خورده سه چيز او را رها نخواهد كرد:
اندوه دایم، حرصى كه هرگز او را ترك نمى‌كند وآرزويى كه هيچ‌ گاه به آن نخواهد رسيد!
حضرت علی(ع) در اين گفتار حكيمانه به پنج رذيله اخلاقى و آثار سوء آن اشاره كرده است.
قضاى الهى(مشیت الهی)
امام علی(ع) در جمله اول مى فرمايد:
«كسى كه براى دنيا غمگين باشد(درواقع) از قضاى الهى ناخشنود است»(1).
آنچه در عالم رخ مى دهد به اراده خداست ومعناى توحيد افعالى همين است كه «لا مُؤَثِّرَ فِى الْوُجُودِ إلاَّ اللهُ» بنابراين می توان گفت:
اگر بر اثر حوادثى بخشى از امكانات دنيوى ما از دست برود در واقع قضاى الهى بوده و اگر كسى به سبب آن اندوهگين گردد؛
در واقع به قضاى الهى خشمگين شده است.
گاه ضررها و زيان ها و حوادث نامطلوب بر اثر كوتاهى ها وندانم كارى هاى خود ماست؛ كه بايد خود را درباره آن ملامت كنيم.
خیلی مواقع هم بر اثر امورى است كه خارج از اختيار ماست، اين همان چيزى است كه به عنوان قضاى الهى تعبير مى شود.
اندوهگين شدن براى اموری که وقوع آنها در اختیار ما نیست در واقع اظهار ناراحتى در برابر قضاى الهى است.
از سوى ديگر توجه به اين حقيقت كه انسان بايد در برابر قضاى الهى تسليم باشد دو اثر مثبت در انسان دارد؛
نتایج مثبت تسلیم و پذیرش مشیت الهی
اول آنکه موجب آرامش روح انسان است. ديگر اين كه ياس و نوميدى را از انسان دور مى دارد.
در-نتیجه وى را از حالت انفعالى دور ساخته به سوى آينده اى بهتر حركت مى دهد.
فروکش غم و اندوه - شرح و تفسير حکمت 228 نهج البلاغه
فروکش غم و اندوه – شرح و تفسير حکمت 228 نهج البلاغه
توکل بر خدا
در-قرآن مجيد، سوره توبه آیه 50 و 51 مى خوانيم:
“هرگاه نيكى به تو رسد، آنهارا ناراحت مى كند، و اگر مصيبتى به تو رسد، مى گويند: «ما تصميم خود را از پيش گرفته ايم»؛
و(از نزد تو) بازمى گردند در حالى كه خوشحالند!
بگو: هيچ حادثه اى براى ما رخ نمى دهد، مگرآنچه خداوند براى ما مقرّر داشته، او پشتيبان وسرپرست ماست، ومومنان بايدتنها بر خدا توکل كنند”(6).
منطق غلط منافقان
دشمنان اسلام اصرار داشتند كه مسلمانان و شخص پيامبر(ص) را در برابر حوادثى كه رخ مى دهد ناراحت كنند.
لذا هنگامى كه مصيبتى براى مسلمانان پيش مى آمد اظهار خوشحالى مى كردند و آن را دليل بر عدم حقانيت اسلام مى گرفتند.
خداوند به پيغمبر گرامى اش مى فرمايد:
“بگو اين حوادث قضاى الهى است او مولاى ماست(و براى ما غير از نيكى نمى خواهد و به همين دليل ما بر او توكل مى كنيم).”
اين-منطق، منافقان را مايوس و دوستان(مومنین) را اميدوار مى كرد.
البته طبيعى است كه انسان با از دست دادن مال و ثروت يا مقام و فرزند و امثال آن غمگين مى شود; ولى براى مؤمن اين غمگينى امر موقتى است.
فروکش غم و اندوه
هنگامى كه درقضاى الهى فكركند وبه اين نكته توجه نمايدكه خداوند هم حكيم، هم رحمان و رحيم است وچيزى جز خير بندگانش را نمى خواهد؛
دراين حال غم و اندوه فروكش مى كند و جاى خود را به رضا و تسليم مى دهد.
در-دومین جمله حکیمانه امام علی(ع) مى فرمايد:
«و آنكس كه از مصيبتى كه به او رسيده شكايت كند از پروردگارش شكايت كرده است»(2).
اين-جمله در واقع جمله سابق را تكميل مى كند، زيرا حوادث تلخ، گاه به شكل ضرر و زيان خودنمايى مى كند و گاه به صورت مصيبت.
آن-كس كه ايمان و توحيدش كامل است مى داند در اين مصایب نيز حكمت ها و رحمت هايى است و به همين دليل زبان به شكايت نمى گشايد؛
اگر-زبان به شكايت بگشايد در واقع از خداوندى كه اين مصيبت را مقدر كرده شكايت می كند.
البته همان طور كه در بالا گفته شد اينها مربوط به ضررها و مصایبى است كه خود ساخته نباشد، بلكه از دايره اختيار ما بيرون باشد.
جالب اين كه بعضى براى اين كه زبان به شكايت بگشايند چرخ گردون را مخاطب قرار مى دهند و زمانه را نفرين مى كنند؛
نمونه هاى آن در اشعار شعرا و نثر نويسندگان فراوان است.
اما-اگر درست آن را بشكافيم گاهى اين شكايت به شكايت از پروردگار باز مى گردد.
همان گونه كه در حديثى از پيغمبر اكرم(ص) نقل شده فرمود:
«زمانه را دشنام ندهيد، زيرا اين همان خداوند است(كه با اين تعبير بيان شده است)»(7).
“فروکش غم و اندوه – شرح و تفسير حکمت 228 نهج البلاغه”
به مصایب دشنام ندهید
درحديث ديگرى از آن حضرت آمده كه فرمود:
بادها را دشنام ندهيد زيرا از طرف خدا مامورند و نه كوه ها و نه ساعت ها و نه روزها و شب ها را؛
اگر-اين كار را كنيد مرتكب گناه شده ايد و آن لعن و نفرين، به خود شما باز مى گردد»(8).
البته گاه انسان براى جلب آرامش، مصيبت خود را با دوستان مومن در ميان مى گذارد تا آن ها به او تسلى دهند، اين ضررى ندارد.
ولى-گاه نزد غير آنها شكايت مى كند كه اين كار، زيان بار است.
البته-شكايت كردن به درگاه خداوند نه تنها عيبى ندارد، بلكه نوعى دعا و تضرع و درخواست از اوست و در دعاهاى معصومان هم آمده است.
فقط به خدا شکایت کنیم
همان-گونه كه يعقوب پيغمبر بعد از آنكه يوسف و بنيامين را از دست داد در برابر سرزنش افراد گفت:
من غم و اندوهم را تنها به خدا شكوه مى كنم و از خدا چيزهايى مى دانم كه شما نمى دانيد!(9).
در-مناجات دوم از مناجات هاى پانزده گانه امام سجاد(ع)، مناجات شاکین(شکایت کنندگان) آمده است:
خدایا به تو شکایت می کنم از نفس زشتم که مرا بسیار به بدی ها وا می داردو به خطا سبقت می گیرد و به معصیت تو بسیار حریص است(10).
سپس امام علی(ع) در سومين گفتار حكيمانه مى افزايد:
«كسى كه در برابر ثروتمندى به علّت ثروتش تواضع كند، دو سوم دين خود را از دست داده است»(3).
اين-كه چگونه تواضع كردن در برابر ثروتمندى براى غناى درخواست کننده سبب مى شود که:
دو-سوم دين انسان بر باد رود، توجيهات فراوانى از سوى شارحان نهج البلاغه ذكر شده است، از جمله:
سه رکن ایمان
1=همان گونه كه در حكمت 227 نهج البلاغه آمده؛
ايمان داراى سه ركن است: معرفت قلبى، اقرار زبانى و عمل به اركان دين.
كسى-كه در برابر چنين ثروتمندى خضوع مى كند در واقع اقرار زبانى به توحيد را با كلمات تملق آميزش در هم شكسته است؛
همچنين-خضوعى كه بايد در برابر ذات پاك پروردگار داشته باشد به وسيله خضوع در مقابل اين ثروتمند، به شرك آلوده كرده است.
لذا-دو-ركن از اركان ايمان را بر باد داده، هر چند ايمان قلبى او محفوظ مانده باشد.
2= كمال نفس انسانى به وسيله علم و عفت و شجاعت است، كمال قوه شهوانى به داشتن عفت، كمال قوه غضبى به داشتن شجاعت است؛
از-آنجا كه فروتنى در مقابل ثروتمند براى ثروتش موجب علاقه زياد به دنيا و خارج شدن از فضيلت عفت مى شود؛
سبب بيرون رفتن انسان از دايره حكمت و دانش است كه بايد هر چيز را به جاى خود بگذارد؛
به-اين-ترتيب دو ركن از اركان سه گانه فضليت و كمال انسانى از بين مى رود.
ولى اين توجيه قابل نقد است، زيرا چنين كسى فضيلت سوم او كه شجاعت است نيز براى اين خضوع ذليلانه از بين مى رود.
بنابراين-هر سه ركن فضيلت از ميان رفته است.
3= توجيه سوم اين است كه منظور از دو ثلث، بخش اعظم دين است كه مجازا اطلاق دو ثلث بر آن شده؛
زيرا انسانى كه دربرابر غير خدا براى غنايش تواضع مى كند و او را درواقع روزى رسان خود مى پندارد آلوده به شرك شده است؛
مى دانيم كه توحيد، اعظم بخش هاى دين است.
در-حديثى-از امام صادق(ع) مى خوانيم هنگامى که این آيه شريفه نازل شد:
هرگز چشم خود را به مواهب مادّى، كه به گروه هايى از آنها داديم، مدوز (11).
پيغمبر اکرم(ص) بيان مشروحى فرمود از جمله:
كسى-كه نزد ثروتمندى برود و به اميد استفاده آنچه او در اختيار دارد، در برابر او خضوع كند دو سوم دينش بر باد رفته است(12).
سپس امام صادق(ع) به راوى اين روايت(مفضل بن عمر) فرمود:
(در تفسير اين جمله) عجله نكن.
كسى-كه-نزد ديگرى برود كه داراى امكاناتى است و او را احترام و توقير كند گاهى لازم است كه چنين كارى را انجام دهد؛
زيرا-مى خواهد شكر نعمت را بگزارد(بنابراين چنين كسى دو ثلث دينش از بين نمى رود).
4= توجيه ديگر اين است كه لازمه خضوع در برابر غير خداوند اين است كه انسان عمل خود را براى غير خدا قرار داده باشد؛
درحالی که بزرگ شمردن مال در واقع نشانه ضعف يقين است. بنابراين چيزى جز اقرار به زبان باقى نمى ماند.
اين-توجيه نيز قابل ايراد است، زيرا اين گونه اشخاص معمولاً در مقابل اغنيا تعبيرات شرك آلودى مى كنند مثلاً مى گويند:
اميد ما اول به خدا و بعد به توست يا مى گويند همه اميد ما به توست، بنابراين هر سه بخش از دينش مطابق اين توجيه از بين مى رود.
به-هرحال شك نيست كه تواضع دربرابر ثروتمندان براى ثروتشان هم موجب ذلت تواضع كننده است و هم طغيان ثروتمندى كه به او تواضع شده است؛
تاآنجاكه گويى ثروتمند، خود را روزى رسان مى داند و ديگران را روزى خوار خودش و متاسفانه اين رذيله اخلاقى درافراد بسيارى ديده مى شود.
اما-در-هرحال نبايد احترام ثروتمندان مومن وصالح را به سبب خدماتشان به نيازمندان و جامعه اسلامى رامصداق اين حديث دانست درواقع فضيلتى است و اداى حقى.
“فروکش غم و اندوه – شرح و تفسير حکمت 228 نهج البلاغه”
امام-علی(ع) در چهارمين نكته حكيمانه مى فرمايد:
كسى-كه-قرآن بخواند و پس از مرگ وارد آتش دوزخ گردد از كسانى بوده كه آيات خدا را استهزا مى كرده است(4).
قرایت قرآن چندگونه است:
1)قرایت با گوش جان
گاه-انسان مومن، قرآن را تلاوت مى كند وگوش جان به آياتش مى سپارد تاپيام خدا را از لابه-لاى آن بشنود وزندگى خودرا باآن هماهنگ سازد.
به-گفته امير مومنان على(ع) در خطبه متقيان:
“پرهيزگاران در دل شب برپا مى خيزند و قرآن را باتدبر قرایت مى كنند و جان خود را باآن محزون مى سازند و داروى دردخود را از آن مى گيرند،
هرگاه به آيه اى برسند كه در آن تشويق(به پاداش هاى الهى) است با علاقه فراوان به آن روى مى آورند؛
با -روح و جانشان و با شوق بسيار به آن مى انديشد و آن را نصب العين خود قرار مى دهند؛
هرگاه-به آيه اى برخورد كنند كه بيم دهنده است گوش دل را براى شنيدن پيام آن باز مى كنند؛
وگويى صداى زبانه هاى آتش دوزخ با آن وضع مهيبش در گوششان طنين انداز است”(13).
به-فرموده امام صادق(ع) در دعايى كه قبل از تلاوت قرآن خوانده مى شود:
خداوندا نگاه مرا به آيات قرآن عبادت و قرایتم را توام با انديشه و تفكرم را در آن مايه عبرت قرار ده و مرا از كسانى قرار ده كه از مواعظ تو در آن پند مى گيرد و از گناهانت پرهيز مى كند(14).
2)قرایت قرآن برای ثواب آن
گروه-ديگرى آيات قرآن را تنها براى ثواب قرایت مى خوانند بى آنكه به پيام هايش گوش فرا دهند.
3)قرایت برای استهزاى آيات
گروه-سوم به استهزاى آيات(مسخره کردن) مى پردازند و اگر در سخن استهزا نكنند، عملاً استهزا دارند.
مانند: آيات تحريم ربا را مى خوانند ولى رباخوارى مى كنند، آيه تحريم غيبت را تلاوت مى كنند ولى غيبت كردن كار همه روزه آنهاست.
در برابر ساير پيام هاى قرآن، اين گونه تلاوت نه تنها سبب نجات نيست، بلكه به فرموده امير مومنان(ع) سبب دخول در آتش جهنم است.
چون قرآن را به صورت استهزا قولاً يا عملاً خوانده است و كسى كه آيات قرآن را با استهزا بخواند مستحق آتش دوزخ است.
قرآن به خوان تا تو را از معصيت الهى باز دارد
پيامبراكرم(ص) در حديث معروفى می فرماید:
چه بسا كسانى كه قرآن مى خوانند و در همان حال قرآن آنها را لعنت مى كند(چرا كه هرگز به آن عمل نمى كنند) (15).
مرحوم علامه شوشترى در شرح نهج البلاغه، داستانى از تاريخ بغداد نقل مى كند:
شخصى مى گويد: من از كنار قبر «احمد بن طولون» (يكى از امرا و مؤسس دولت طولونيه در مصر و سوريه در قرن سوم هجرى) عبور مى كردم.
پيرمردى را مى ديدم كه در كنار قبر او نشسته و قرآن مى خواند بعد از مدتى او را نديدم سپس به او برخورد كردم گفتم:
تو همان شخص نبودى كه در كنار قبر «احمد بن طولون» قرائت قرآن مى كردى چرا رها ساختى؟ گفت:
او خدمت هايى به من كرده بود و من دوست داشتم به جبران آن خدمت ها مدتى بر سر قبرش قرآن بخوانم گفتم:
پس چرا رها كردى؟ گفت: شبى او را در خواب ديدم به من گفت: دوست دارم كه اين محبت را رها سازى و قرآن در كنار قبر من نخوانى.
من به او گفتم چرا؟ گفت: هر آيه اى كه مى خوانى: ضربه اى بر من مى كوبند و مى گويند: آيا اين آيه را نشنيدى(پس چرا عمل نكردى؟).
حديث-ديگرى از پيامبر اكرم(ص) که فرمود:
تو-تا-آن زمان قرآن مى خوانى كه تو را از معصيت الهى باز دارد و اگر باز نداشت، قرآن نخوانده اى(16).
سرانجام امام علی(ع) در پنجمین جمله حكيمانه مى فرمايد:
آن-كس كه قلبش با “محبت دنيا”(دنیا پرستی) پيوند خورده سه چيز او را رها نخواهد كرد:
اندوه دایم، حرصى كه هرگز او را ترك نمى كند و آرزويى كه هيچ گاه به آن نخواهد رسيد(5).
دراين-كلام حكيمانه حضرت علی(ع) رابطه حب دنيا را با سه ثمره شوم بيان فرموده است:
1))دنیاپرست همواره با غم و انده است
نخست اين كه دنياپرستى همواره با غم و اندوه مستمر همراه است وچنان نيست كه يك روز اين غم و اندوه باشد و روز ديگرنباشد.
دليل-آن روشن است:
انسان-دنياپرست براى به چنگ آوردن دنيا وبراى حفظ آن به كوشش فراوان وگذشتن از موانع زيادى احتياج دارد كه عبور از همه آنها بسيارمشكل است.
به-همين-دليل غم و اندوهى، پيوسته وجود او را احاطه مى كند.
آيا-فلان بدهكار به موقع بدهى خود را مى پردازد؟ آيا قادر به اداى فلان دين به موقع هست؟ آيا فلان تجارت سود مى كند يا با شكست مواجه مى شود؟
آيامزارع و باغات من با خشكسالى و آفت روبه رو نمى شوند؟ و آيا فلان شريك به من خيانت نخواهد كرد؟
امثال اينها كه همچون كابوسى دایما روح او را مى فشارد.
2))دنیا پرست همواره حریص است
دومين اثر شوم دنياپرستى حرص است. حرص به معناى زياده طلبى بى دليل و سيرنشدن از مال و جاه دنياست.
حرص به معناى اين كه: هفت اقليم ار بگيرد پادشاه / همچنان در بند اقليمى دگر.
بديهى است چنين حرصى آرامش را از انسان مى گيرد و شب و روز او را به خود مشغول مى كند.
3))دنیا پرست آرزوهای نامعقول دارد
بالاخره سومين پديده شوم آن آرزوهاى طول و دراز است كه امام علی(ع) با جمله «لا يُدْرِكُهُ» (آن را به دست نمى آورد) به آن اشاره فرموده است.
آرزوهايى كه گاهى چند برابر عمر آدمى براى رسيدن به آن نيز كفايت نمى كند.
آرزوهاى نامعقولى كه به چنگ آوردن آن هزارگونه بدبختى و ذلت و گرفتارى دارد و آرامش انسان را بر هم مى زند.
خوشا به حال قناعت پيشگان كه نه آن اندوه بى پايان را دارند؛
و-نه-آن حرص خطرناك شر بار؛
و-نه-آرزوهاى طولانى كشنده.
آرامش قلب و بدن، در زهد و قناعت
در-حديثى-كه از فاطمه دختر امام حسين از پدرش(ع) از جدش رسول خدا(ص)نقل شده آمده است:
دنياپرستى غم و اندوه انسان را زياد مى كند و زهد و قناعت در دنيا، هم قلب را آرامش مى بخشد و هم بدن را(17).
در-حديث-پرمعناى ديگرى از حضرت فاطمه بیت حسین(ع) در اين زمينه مى فرماید:
من ضامنم كسى كه خود را بر دنيا بيفكند سه چيز را دريافت خواهد داشت؛
فقرى كه هرگز بى نيازى در آن نخواهد بود؛
و-گرفتارى كه هرگز فراغتى ندارد،
و-غم-و اندوهى كه هيچ گاه قطع نمى شود(18).
منبع: وبلاگ چهارده خورشید 
*مشاهده متون عربی آیات قرآن و احادیث که در این گزارش ارایه شده: کلیک کنید.
بحث در این زمینه باز است.
شما می توانید نظرات روشن کننده خود را برای ما ارسال کنید تا به نام خودتان در همین وب سایت ارایه شود.
تنظیم و ویرایش: پرویز فروزانی.
************
معنای توکل به خداوند
بررسی-کوتاهی در تفسیر”توکل”  
 تفسیر امام رضا(ع) از آیه: “و من یتوکل علی الله فهو حسبه“ ( سوره مائده، آیه  23)
قرآن-مجید در موارد مختلف ومتعددی توکل برخدا را از ویژگی های افراد باایمان می داند و می فرماید: برخدا توکل کنید اگر ایمان دارید.
البته باید توجه داشت توکل کردن به خداوند تعالی یاری خواستن از او است،
در-وقوع و حدوث آن کار به نحوی که به نفع انسان تمام شود و معنی توکل از کار دست کشیدن نیست.
ادامه مطلب..

معنای توکل به خداوند

درباره ی آسمان آبی

سلام دوست عزیز ، ما آماده دریافت نظرات و پیشنهادات شما در مورد وب سایت پنج آسمان هستیم.

مطلب پیشنهادی

آزادکردن فضای ذخیره سازی

آزادکردن حافظه گوشی

آزادکردن حافظه گوشی – چگونه حافظه گوشی را آزاد کنیم، بدون حذف اطلاعات مهم؟ اولین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *