مطالب خواندنی

مطالب خواندنی ، در این بخش می‌توانید مطالب جالب و متنوعی را بیابید که اطلاعات شما را گسترش دهد و شاید حتی جرقه‌ای الهام بخش در ذهن شما ایجاد کند.

یلدا شبی عجیب وپرخاطره

یلدا شبی عجیب وپرخاطره، خانم کبرا بابایی درضمیمه “آفتاب مهتاب” روزنامه  اطلاعات: شب یلدا  از  آن شب‌های عجیب ‌غریب است. ازآن شبهای خاص که توی تقویم پررنگ‌ تر از بقیه روزها هستند. این شب، تنها یک دقیقه ناقابل؛ شصت ثانیه، از شب‌ های دیگر طولانی‌ تر است این‌ همه رسم و …

توضیحات بیشتر »

محله جلفا یادگارعصر صفویان

محله جلفا یادگارعصر صفویان، محله «جلفا» بخشی ازتاریخ اصفهان است. باکوچ اجباری ارامنه در دوره صفویان، شکل گرفت و اینک هر فردی مجذوب شگفتی‌های آن می‌شود. زیبایی این محله تاریخی فقط کلیساها و خانه‌های باصفا و چشم‌نوازی نیست که روح آدمی راجلا می‌دهد، بلکه جلفا زوایای دیگری هم دارد. نقش ارامنه …

توضیحات بیشتر »

عشق و عرفان

عرفان و عشق

عشق و عرفان ، سروده : شیدا ، این شعر از مناجات راجین اقتباس شده است. بده  قلب  مرا  صیقل  که  تا  پـروانه گردم که در  امواج  نورت  گوهری  تابنـده گردم —– بر  افـکـن  پـرده  و  استـار  از  درّ  ثمیـنـم سرا پرده  گشـا از غیب  تا  بالـنـده  گردم —– توئی …

توضیحات بیشتر »

قصه شهید آوینی وتاکسیران

شهید آوینی 12

قصه شهید آوینی وتاکسیران ، خدایا غیر از تو کسی را ندارم. در این قصه گفت و گویی بین آوینی و راننده تاکسی از نظرتان می گذرد. درود و سلام بر دل پاک شیهد آوینی.   سوار تاکسی بین شهری شدم ، مسیرم  تهران بود. اصلا با راننده درباره مقدار کرایـه …

توضیحات بیشتر »

هر چه خودم میخوردم

هرچه خودم میخوردم به اوهم میدادم

هر چه خودم میخوردم به او هم میدادم ، دوستی خاله خرسه! گاهی ماکارانی، گاهی الویه؛ حتی یک وقتا پیتزا ، هر چه خودم می خورم ، به حیوان خانگی ام هم می دهم. اما او نمی داند که این نوع غذاها، چطور می تواند به سلامت جسمی حیوان از جمله کبد آنها …

توضیحات بیشتر »

شکوه شکر ایزد منان

دریا و پرواز پرندگان شاخص

شکوه شکر ایزد منان، سروده استاد حوزه و دانشگاه در شهر اصفهان حجت الاسلام محمود خیراللهی با تخلص “شیدا”. هزاران راز دارد شکر آن شمس یگانه / سلیمان نبی در شکر او درمانده گشته است. شگفتا درگهی از فیض و فضل بی کرانش / ز ساقی و می و جام الست …

توضیحات بیشتر »

داستان جالب كلينيک ويژه

صدف

داستان جالب كلينيک ويژه . پزشکی تعریف می کرد: چند روز پيش يكی از همكاران تصويری از يك برگ دفترچه بيمه برايم فرستاد كه روی آن بیتی نوشته شده بود. آن بيت دلنشين این بود: دكتر، اين بار، برايم نم ِ باران بنويس، دو سه شب پرسه زدن توی خيابان …

توضیحات بیشتر »